هشت اصل برای نگه داری کانون و خانوادگی

هشت اصل برای نگه داری کانون و خانوادگی

طلاق و از هم پاشیدگی خانواده ها تبدیل به امری رایج و حتی برای گروهی تبدیل به یک عادت شده است که بدون نمی توان زیست. ما انسانها از جوامع خود بسیار تاثیر می پذیریم و غالبا آنچه را که جامعه به ما می آموزد بدون چون و چرا می پذیریم. بالا رفتن آمار زوجینی که تصمیم گرفته اند تا با یکدیگر بدون هیچ تعهد قانونی زندگی کنند یکی واقعیت زنده و مهم می باشد که اگر به آن توجه نگردد تنها کانون خانوده و بلکه آینده ما را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد.

به همین خاطر در اینجا هشت اصل را بازگو می کنیم که می تواند باعث گرم نگه داشتن کانون ازدواج و خانواده باشد.

اصل اول،

به ازدواج و خانواده خود اهمیت دهید. وقت دادن به اعضای خانواده بسیار مهم می باشد زیرا بدین وسیله به انها می آموزیم که به یکدیگر عشق بورزند و بیاموزند که وجود آنها در کانون خانواده با وجود تمام مشغله های مالی و شغلی مهم می باشد. بعبارت دیگر این اصل زیر بنا و شالوده هر خانواده است.
اصل دوم،

فراهم کردن اوقات تفریح برای همسر و فرزندان در هر فرصتی که بدست آید. بهترین هده ای که می توان به فرزندان خود دهید فراهم کردن اوقات تفریح می باشد که می توان از آن لذت برد. ببینید مکان مورد علاقه همسر و فرزندان شما کجاست. چه چیزی باعث تشویق و خوشحال کردن آنها میگردد. دوستان نزدیک و یا افراد خانواده خود را که ارتباط صمیمی با شما دارند به منزل دعوت نمایید. بیاد آورید هر چقدر ارتباطات خود را با اعضای خانواه خود گسترش دهید نتیجه آن به خودتان یر می گردد.

اصل سوم،

چهار چوب ها را برای خانواده خود تعریف کنید. قرار دادن چهار چوب ها (ارزش ها) در زندگی به هر یک از اعضای خانواده اجازه می دهد تا هر فرد حدو مسئولیت خود را بداند و این موضوع باعث می گردد تا همیشه جا برای رشد مهیا باشد. همانطور که ریچارد سوینسن می گوید چهار چوب ها را مشخص کنید تا رویا ها مجال تحقق بیابند.

اصل چهارم،

با اعضای خانواه خود اهداف زندگی را مشخص کنید. این موضوع کمک می کند تا در افق زندگی با یکدیگر حرکت نمایید و سازنده آینده بهتری باشید که می تواند دیگران را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بیاد داشته باشید که شما آینده سازان می باشید. همانطور که این گفته معروف می گوید : امروز ما نتیجه تصمیمات دیروز ماست و فردای ما نتیجه تصمیمات امروز

اصل پنجم،

نقشه های خود را تنها بر اصول قراردادی استوار نکنید. بسیار شده که زوجین در پاسخ به یکدیگر عادت کرده که بگویند بله و یا خیر بدون درک و تامل در آنچه که می گویند. سعی نمایید احساس شخصی خود را چنانچه موافق و یا مخالف هستید در میان بگذارید بدون اینکه تصور کنید فرد مقابل منظور شما را درک کرده است. مطرح کردن نظرات خود با تامل به نکات گفته شده از طرف مقابل می تواند بسیاری از انقلابات درونی را خنثی کند. این عمل باعث می گردد تا در خود احساس خود خوری نداشته باشید و تصور نکنید که ایده شما نادیده گرفته شده است

 

 

اصل ششم،

در حل کردن مشکلات سعی کنید پیش قدم باشید. بسیار شده که فکر کرده ایم حق ما در نظر گرفته نشده و توقعات ما کاملا نادیده گرفته شده است. این عمل باعث خشم و عصبانیت در ما می گردد که می خواهیم بنوعی آنرا بروز دهیم. در همچنین مواقعی است که فرد مقابل عکس العمل هایی از خود نشان می دهد که باعث تنش بیشتر میگردد. در نظر بگیرد حتی اگر حق با شما باشد و تماما صحیح بگوید وضعیت موجود کمکی به بهبود ارتباط شما با یکدیگر نمی کند. پس شاید بهتر باشد که اجازه تا وضعیت حاظر فرو کش کند و سپس در فرصتی مناسب در مورد آن به گفتگو بشینید. بخشش و پذیرش در چنین مواقع به معنی فراموش کرد نیست بلکه مرحمی است برای التیام رابطه صدمه خورده

اصل هفتم،
با بکدیگر وقت بگذارید و دعا کنید و اجازه خالق و پدر آسمانی ما خدا در عیسی مسیح کنترل زندگی ما را در دستهای خود بگیرد. اگر زندگی خود را در نام عیسی مسیح در دستهای او قرار دهید او قادر است تا از تمام فرزو نشیب های زندگی جهت خیریت شما استفاده کند. بخاطر داشته باشید بر حسب آمار و ارقام از هر 2 ازدواج یکی از آنها با شکست روبرو می شود. یکی از 5 ازداواج که به مشاور رجوع می کنند منتهی به طلاق می گردد. اما هنگامیکه ما با یکدیگر ایستاده و جهت حفظ کانون خانواده خود بهمراه خدا بایستیم این رقم به یک در 1250 می رسد.

اصل هشتم،

با خدا بعنوان پدر اسمانی ارتباط برقرار کنید. این شاید بزرگترین چالش برای هر یک ما باشد. شناخت و شناخت خالقی که ما را به شباهت خود خلق نمود تا با او بهنوان یک فرزند در عیسی مسیح مشارکت داشته باشیم. می گویند 90 درصد مشکلات ما پاسخی در خود دارد. همچنین در 90 درصد مشکلات 10 درصد آنچه چیزی است که بر ما رخ داده است و 90 درصد عکس العمل ما نسبت به آن موضوع میباشد. آرامی، بخشش و خوشبختی آزوی هر انسان است اما چگونه می توان به ان دست یافت و خود و دیگران را در این راه زخمی نکرد.

یقینا برای شناخت هر فرد وقت صرف کردن و گفتگو کردن با شخص است که می توان او را شناخت و با او آشنا شد. این موضوع برای شناخت خدا نیز صادق است با دعا کردن و مطالعه کتاب مقدس بعنوان کلام خدا است که می توان او را شناخت و با او گفتگو دوطرفه داشت و سرفصل جدیدی در زندگی آغاز نمود. شاید در این رابطه خوب باشد که با بیان داستان واقعی اهمیت این موضوع را بیشتر روشن کرد.

آقای مارتین لوید از محل کار خود برای ملاقات فردی با ماشین خود به سمت معینی در حرکت بود به ناگاه مجبور به توقف در جاده شد زیرا ماشین فورد از کار افتاد. ماشین های زیادی می آندند و می رفتند و از انجا که آقای مارتین از مکانیکی اطالاعات زیادی نداشت چاره ای جز توقف و ماندن در ان محل نداشت تا اینکه یک ماشین در کنار او توقف کرد و راننده پرسید میتوانم کمک کنم. آقای مارتین با لحن بی صبرانه ای پاسخ داد بله لطفا. پس از دقایقی چند ماشین آماده حرکت بود. آقای مارتین با خوشحالی تشکر نمود و سپس خود را به مرد مقابل معرفی نمود. در پاسخ فرد مقابل هم با لبخند خود را اینطور معرفی نمود. من هنری فرد هستم و از ملاقات شما خوشبختم.

اگر ما خود را در دستان بوجود آورنده خود قرار دهیم او قادر است تا مشکلات و ناملایمات را در زندگی برای ما تبدیل کند و ما را قادر سازد تا دیگران را امداد نماییم. پس بیایید خود و همسر خود را در دستهای این قادر توانا که خود را در عیسی مسیح پدر معرفی می کند قرار دهید.

                                                                                                       

   + م - میبدیان - ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٧

مهارتهای موفقیت

برای موفقیت لازم است ابتدا هدف، برنامه و آرامش داشته باشیم.

   + م - میبدیان - ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٧